این مقاله تنها یک تحلیل تخصصی و بر مبنای علم و تجربه است و نه یک مطلب تبلیغی.
منظور از شاتل، الزاماً شرکت شاتل نیست؛ بلکه این نوشتار تلاش می‌کند الگوهای برند شدن را به زبان ساده و کاربردی در بازار ایران برای مخاطب بیان نماید.


از زمانی که شاتل را شناخته‌ام، این شرکت از یک مدیریت استراتژیک راهبردی بهره برده است.
طرح و نقشه‌های این شرکت، همیشه صف‌آرایی یکپارچه‌ای را به عنوان الگو در قبال رقبای خود در نظر گرفته و اجرایی نموده است. و البته حاصل این مدیریت استراتژیک و تحقیقات بازاریابی صحیح مشخص است: نقش بستن در ذهن مشتریان.

واقعاً برند چیست؟ آیا برند بیلبورد است؟ آیا برند تبلیغ است؟ ارتباط برند با مشتری چگونه باید تعریف بشود که برای شرکت فروش بیاورد؟ امیدوارم این مقاله پاسخی برای این سؤالات باشد.

شاتل در سه سطح استراتژی‌های عملیاتی، کسب‌وکار و خود سازمان، الگو و روش‌های بومی خود( نه تقلید) را تبیین نموده و به خوبی با برندش در بازار اینترنت ایران رسوخ کرده است.
البته این مسأله تنها به استراتژی محدود نشده و ایجاد مدل‌های خاص توسعه بازار شاتل در بخش های دیگر نیز اِعمال شده است که از جمله آن‌ها ارتباط با مشتریان و شناخت مصرف کنندگان اینترنت در ایران به شکل صحیح بوده است.

برای تحلیل مسأله بالا باید دقت کنیم چرا یک مصرف‌کننده یک کالا یا خدمات را به کالا و خدمات دیگر ترجیح می‌دهد؟ همه ما می‌دانیم فرایندهای روانی و اجتماعی، رفتار یک مصرف کننده را تشکیل می‎دهد؛ و به طور مشخص در حوزه اینترنت، مدیران شرکت های اینترنتی باید با تحلیل و بررسی صحیح و همراه داشتن متخصصین دلسوز، به این پرسش جواب بدهند که چرا مشتری از اینترنت رقیب خرید می‎کند؟ آیا موضوع، فقط تفاوت روانشناختی انسان هاست؟

اجازه بدهید به حادثه اخیر آتش سوزی ساختمان پلاسکو اشاره‌ای نمایم.شاتل اولین شرکتی بود که در شرکت‌های اینترنتی، با یک تصویر گرافیکی پرمحتوا، ذهن مخاطب را با خود همراه نمود؛ اما منظور از محتوا چیست؟ باید بگویم پر محتوابودن، یک تحلیل تخصصی است که در پشت کلیه اقدامات کسب‌وکار، بازاریابی، ارتباط با مشتریان و حتی روابط عمومی هر شرکت باید وجود داشته باشد و در واقع این ذهن تحلیلگر است که میزان موفقیت کسب‌وکارها و شرکت‌ها را تعیین می‌کند.


رفتار مصرف‌کننده ایرانی ریزه‌کاری‌های فراوانی دارد که بسیاری مدیران و حتی مشاورین توسعه بازار آن را به درستی درک نکرده‌اند؛ چرا که اگر درک صحیحی از رفتار مصرف کننده ایرانی وجود داشت، در حوزه صادرات اینترنت و نیز سایر مسائل اقتصادی امروزه وضعیت به مراتب بهتری را شاهد بودیم.
یک لحظه تنها یک کشور مانند عراق را در نظر بگیرید که سایه داعش از آن کنار برود و شاهد رفت‌وآمدِ بزرگان تجارت و صنعت دنیا در همه حوزه‌ها از جمله اینترنت باشد! آیا رقابت برای شرکت های ایرانی سخت نمی‌شود؟

از بحث اصلی منحرف نشویم.
رفتار مصرف‌کننده ایرانی یک فرایند است. شاتل، رفتار مصرف‌کننده ایرانی را به خوبی تحلیل و برای آن برنامه‌ریزی نموده است. با تمام پیچیدگی‌ها، شاتل آنقدر تصمیمات را در همه بخش‌ها برای اجرا ساده نموده که مشتریان خود بهترین تبلیغ شاتل در عمل هستند و همین یعنی موفقیت. این یعنی دیده شدن برند شاتل در ذهن و قلب جامعه.

برند و نشان شاتل یک مارک مورد وفاداری را تولید کرده است که در جای خود به آن خواهم پرداخت؛ اما همین که نشان تجاری این شرکت، مفهومی مانند انرژی و کوه(بخوانید کوه دماوند مظهر قدرت و ایستادگی) را به مشتری منتقل می‌کند، این یعنی حس خوب؛ و حس خوب یعنی تأثیرگذاری مشتریان و خرید از شاتل برای مصرف اینترنت خانه و محل کار؛ و این بخشی از معنای نهایی شدن فروش است.
شاتل ماهیت انطباقی رفتار مصرف‌کننده را به خوبی درک نموده و خود را با مشتری سازگار کرده است:
رفتار فرهنگی، طبقه اجتماعی، خانواده، گروه‌های مرجع و...همه و همه با اجرای شاتل هماهنگ هستند.

موفقیت شما آرزوی من است 💕. از خدا می خواهم که شما نیز به اهداف و آرزوهای بزرگ خود برسید و آن روز مرا در جشن خود شریک کنید. خوشحال می‌شوم در بخش نظرات، دیدگاه شما را درباره این مطلب بدانم. این وب‌گاه متعلق به خود شماست. اگر احساس می‌کنید نیاز به مشاوره دارید، هم‌اکنون تماس بگیرید.