اقتصاد و تخصص گرایی خلاقانه
به قلم سجاد رحیمی مدیسه، دانش آموخته مدیریت
محقق و پژوهشگر اقتصادی

هنگامی که مباحث اقتصاد مقاومتی را در کشور مرور می‌کنم، به یک نتیجه مشخص می‌رسم:
عدم تخصص گرایی خلاقانه و انتظار معجزه. ما به هیچ عنوان شاهد یک نگاه دینی نیز در این حوزه نیستیم. تخصص گرایی خلاقانه الزاما به مدرک صرف افراد ارتباطی ندارد. تخصص گرایی خلاقانه در اقتصاد و مدیریت مبتنی بر نگاه سیستمی فعال به فرایندها و مسائل است. این نگاه سیستمی است که می‌تواند راهگشا باشد؛ نظیر اتفاقات مثبتی که در زمان جنگ تحمیلی توسط جوانان اتفاق افتاد و بسیاری از فرماندهان بسیار کم سن و سال، سرنوشت عملیات ها و جنگ تحمیلی را عوض نمودند.

در سطح مدیریت با سردرگمی‌ها، اهمال‌کاری‌ها و سوءمدیریت‌های فراوان مواجه هستیم.
مشخص نیست که آیا این خواست وجود دارد که از جوانان متخصص استفاده بشود یا خیر؟ وقتی دولت می‌گوید شرکت دانش بنیان، در عمل برای افراد فعال چه می‌کند؟ اگر به شعار است که همه مردم بلد هستند شعار بدهند!
نخبگان به خارج از کشور فرار که چه عرض کنم...می گریزند...
حمایت از کالای بی کیفیت ایرانی؟


آن سمت موضوع را هم بنگریم. تولیدکننده ایرانی بدبخت است؟ آیا سیاست‌های اقتصاد دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد در راستای یک استراتژی تخصصی بوده است؟
من احساس می‌کنم نگاه تولیدکننده ایرانی حرفه‌ای نیست. گره کار را درست بررسی و تحلیل نماییم. وقتی در یک آدامس ساده توان رقابت با نمونه خارجی را نداریم، چطور انتظار داریم جنس دوبرابر گران‌تر به فروش برسد؟
تولیدکننده ایرانی انتظار دارد در بازار پررقابت دنیا، همیشه دولت و حکومت از او حمایت نماید.
تولیدکننده ایرانی وام می‌گیرد اما نمی‌تواند بازپرداخت کند؛ مسأله کجاست؟
عدم فروش کالا و یا خدمات.
وقتی یک کسب و کار می‌خواهد اقتصاد دلال محور و بیمار را جراحی کند، همه به او حمله می‌کنند: نظیر حواشی و مشکلاتی که برای کسب و کارهایی نظیر تپ سی، اسنپ و دیوار پیش آوردند!

مشکل تنها این نیست. مشکل زن دستفروش فومنی هم تنها رفتار ناشایست آن مأمور نبود و نیست. مصرف کننده ایرانی به ریال درمی‌آورد و به دلار خرج می‌کند: کجای این رویه رشد اقتصادی است؟!!!
تولیدکننده ایرانی سراغ گوگل می‌رود و تصور می‌کند رتبه اول تا سوم جستجو یعنی مشاوره درست کسب و کار.
احساس می‌کند با یک کلیک گوگل، فروش خود را می‌تواند افزایش دهد.
در این میان عده‌ای سوءاستفاده‌گر به اسم مشاور کسب و کار و فروش به جای درمان واقعی کسب و کار و تولیدکننده ایرانی، مشتی اطلاعات غیرمفید و نامشخص به او ارائه می‌دهند؛ جیبش را با عناوین فریبنده خالی می‌کنند و در نهایت تولیدکننده می‌ماند و حوضش!

در شرایطی که از عضویت در WTO صحبت می‌کنیم،
هنوز شرکت های ایرانی بر تولید فله‌ای تأکید دارند و مدیران و غیرمدیران کشور! هم بر آمارهای رشد تأکید ویژه‌تر!
و چقدر تأسف بار است که رسماً تصویب می‌شود که "ساخت ایران" یا همان Made in Iran
بر روی کالاهای تولیدی نباید درج شود تا بتواند بفروشد.

بله.
مشکل مدیریت اقتصاد ما و تولیدکننده، مسائل درهم تنیده‌ای است که کشور با آن مواجه است؛ راه حل نیز مشخص است، اما چرا مشکل حل نمی‌شود؟
ساختار مدیریتی ما مشکلات اساسی دارد. مدیران تنها جابه جا می شوند؛ مدیرانی که بعضاً در بسیاری از حوزه‌ها نه سوادی دارند و نه تخصصی و صرف این که سابقه انقلابی و یا مذهبی دارند، مدیر شده‌اند؛
آیا در چنین جایی انتظار داریم معجزه رخ دهد؟

صادرات پایدار تولیدکننده به چه معناست؟
اقتصاددانان و مسئولان لطفاً با دقت بخوانند. ما در حوزه تولید و فروش ضعیف هستیم.
یک مثال کاربردی این که در کشوری مانند عراق به دلایل مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی فعلا می‌توانیم بفروشیم؛
اما آب‌ها که از آسیاب افتاد و داعش رفت و اجناس ترک و امریکایی وارد بازار عراق شدند، چطور؟
مطمئن باشید واحدهای بیشتر تولیدی خواهد خوابید و شاهد مشکلات بیشتری خواهیم بود.

انحصار و محدودگرایی به همراه رقابت ناسالم تؤام با رانت که بحث مفصل خود را می‌طلبد، آفت اقتصاد مقاومتی، کسب و کار و تولید ایران است.
بپذیریم تولیدکننده ایرانی، صادرکننده خوبی نیست؛ 70% جنس ایرانی درداخل کشور مصرف می‌شود که در بسیاری جاها حالت مصرف اجباری را دارد: آیا شما از ماشین های ایران خودرو و سایپا راضی هستید؟
بنده نگارنده ترجیح می‌دهم با پولی که برای این ماشین‌های بی کیفیت می‌دهم، یک ماشین خارجی بخرم: مانند پروتون مالزی که در امریکا هم می‌فروشد!
تولید کردن فقط تولید کردن نیست؛ برندسازی فقط برچسب نیست. تولیدکننده ما نیز ده ها عیب و ایراد دارد و نمی‌خواهد واقعیات بازار و اقتصاد دنیای امروز را ببیند.‎

بیمه و مالیات ما کارآمد نیست؛ این را همه می‌دانند؛ خب چه باید کرد؟
آیا از متخصصین واقعی کمک گفته‌ایم؟
اجازه بدهید یک مثال بزنم.
تیرماه امسال برای یک سؤال به اداره مالیاتی سمت میدان فردوسی رفتم. کارشناسش که اصلا سؤال ساده را بلد نبود؛
رئیسش هم یک کتاب قطور درآورد  و شروع کرد به خواندن...قانون یک..قانون دو...ربع ساعتی گذاشتم.
دیدم عملاً مرا مسخره کرده.
به او گفتم: تو مدیری که یک سؤال را بلد نیستی؟ کارشناست در ساعت کاری روزنامه می‌خواند و با موبایلش بازی می‌کند؟
پس برای چه از جیب من حقوق می‌گیرید و جوان مملکت شغل ندارد؟

طرفداران تولید ملی هم احساس می‌کنند با ایجاد کانال، صفحه اینستاگرام و بعضا ساخت تیزر، مصرف کننده ایرانی را در مقیاس کلان می‌توانند وادار به خریدن کالای بی کیفیت کنند! زهی خیال باطل! اگر این طور بود، پس پوشاک ترک معنایش چیست؟
مردم با تورم زیر بار فشار هزینه ها له می‌شوند و مشخص است در هزینه اندک بودجه، می‌خواهند بهترین را با پایین‌ترین قیمت بخرند؛ انتظار داریم کالای ایرانی به فروش برسد؟

یادمان نرود:
1. اقتصاد ناکارآمد غیرتخصصی ما وابسته به دلار امریکایی شده است ؛
2. مسئولان و مدیران کم سواد و بی‌سواد، کشور را نابود می‌کنند ؛
3. نارضایتی عمومی، افشای مفاسد مالی و فشار مالی و معیشتی بر جیب و سفره مردم بسیار مخرب است.

تقسیم ناعادلانه ثروت در کشور، از جمله موانع مهم تحقق اقتصاد مقاومتی است. بدیهی است منظور از ثروت تنها پول نیست.

موفقیت شما آرزوی من است 💕. از خدا می خواهم که شما نیز به اهداف و آرزوهای بزرگ خود برسید و آن روز مرا در جشن خود شریک کنید. خوشحال می‌شوم در بخش نظرات، دیدگاه شما را درباره این مطلب بدانم. این وب‌گاه متعلق به خود شماست. اگر احساس می‌کنید نیاز به مشاوره دارید، هم‌اکنون تماس بگیرید.