در شرایطی که تبلیغات و رسانه‌ها سهم مهمی در ارتقای نام‌ها، تخصص‌ها و فعالیت‌های گوناگون از جمله اقتصاد دارند، آموزش باکیفیت فروش و بازاریابی را چگونه باید تشخیص داد؟ این یادداشت بدون شک به چالش کشاندن بسیاری حوزه‌های ارتباطات بازاریابی و فروش در ایران خواهد بود و شاید بتواند یک الگوی اولیه برای بسیاری اصحاب رسانه، مشاورین و متخصصین و مدرسین حقیقی برای تدوین و اجرای رویکردهای جدید تا سال 1400 باشد. این موضوع بی ارتباط با روابط عمومی شرکت ها و کسب و کارها و حوزه هایی مانند برندینگ و تبلیغات نخواهد بود.
امروزه کسب و کارها مغز متفکر و تحلیلگر نیاز دارند و آموزش مدیریت بازاریابی مؤثر با سمینار و کلاس محقق نمی‌شود. شاید نکاتی سطحی به شرکت کنندگان و آن هم توسط برخی مدرسین ارائه گردد، ولی حتی یک استارت اپ هم باید آموزش صحیح را به شکل صحیح دریافت کند و به دنبال آن باشد.


کسب و کار و یا تخصص شما...هرچه باشد باید بتوانید خوب بفروشید! خوب فروختن از اطلاعات دقیق نشأت می‌گیرد و اطلاعات دقیق از مدیریت صحیح اطلاعات. خوب فروختن با سمینار و شومن ها محقق نمی شود.
انگیزه‌ای که باعث شد این یادداشت را بنویسم، حمله و یا محکوم کردن فرد یا افرادی نیست؛ بلکه صرفاً یک تلنگر و یا هشدار در خصوص فضای کسب و کارهای ایرانی است. در تحقیق بازاری برای یک شرکت تولیدی به مسائل قابل تأملی برخورد کردیم: شرکت در یک فصل نزدیک به 12 آگهی استخدام در بخش های امور مشتریان، بازاریابی و فروش کرده بود. با ارتباطات و اطلاعاتی که قبلا دریافت کردیم، متوجه شدیم نزدیک به 19 شرکت، بودجه‌های نسبتا کلانی را برای آموزش و مشاوره صرف کرده‌اند! پس مشکل کجا بوده است که علیرغم آموزش و مشاوره، سیستم فروش و ارتباط با مشتریان ضعف داشته و فاقد یک کیفیت قابل قبول بوده است که ناگزیر شدند این تعداد آگهی استخدام را درج نمایند؟ پاسخ روشن است: عدم تخصص گرایی.

برخلاف کشورهای اروپایی و امریکایی که بازاریابی و فروش بر مبنای علم و تخصص کاربردی بنیان نهاده و به کار برده می شود، در ایران شرایط خاص اقتصادی و حس اضطرار کسب و کارها، تولیدکنندگان و سایر علاقه مندان به حوزه فروش و بازاریابی، سمت و سوی آموزش و مشاوره فروش و بازاریابی را به مسیرهایی برده که نه اساسی دینی دارد و نه اساس تخصصی و کاربردی.
تبلیغات به شدت به فضای آموزش و مشاوره آسیب زده و شاید بتوان گفت مدیران شرکت‌ها و کسب‌وکارها آرام آرام متوجه این موضوع خواهند شد که به صرف یک تبلیغ در گوگل و یا صفحه اینستاگرام و حتی رسانه رادیو و تلویزیون، نمی‌توانند به تخصص و دانش افراد به خصوص به جهت کاربردی بودن محتواها پی ببرند. مدرس و مشاور بازاریابی و فروش مخصوص و مناسبِ بازا ایران، باید یک متخصص باتجربه باشد و این الزاماً نه به مدرک دانشگاهی بستگی دارد و نه حتی به تدریس دانشگاه.

ضمن رعایت احترام برای معدود اساتید علمی کشور در حوزه بازاریابی و فروش، این حقیقت را همه ما باید بپذیریم که نسخه کسب و کارهای ایرانی متفاوت با بازارهای دیگر است. یک مثال کاربردی این مفهوم را بهتر بیان می‌کند. در یکی از گپ و گفتگوهای دوستانه خود با مدیر یک کسب‌وکار که واردکننده یکی از اقلام مصرفی و البته بدون آسیب به تولید داخلی بود، به مسأله جالبی برخورد کردم: مجموعه وی علیرغم واردات مستقیم با حجم بالا، برای بازاریابی و فروش خود، اقدام به ویزیتوری کرده بود! و این موضوع را با صرف بودجه‌ای به یک فردِ به اصطلاح مشاور سپرده بود؛ و البته گلایه‌مند از این موضوع که علیرغم اختصاص بودجه، هنوز سیستم بازاریابی درستی ندارد و از نتیجه کار به هیچ عنوان راضی نیست. و یا به همین صورت افرادی که با صرفِ پول، از مدرک گرفته تا تبلیغات، همه را به عنوان تخصص و دانش معرفی و اقدام به مشاوره و آموزش می‌کنند.

رویکردهای جدید بازاریابی محتوایی نیز در تشدید آفت بزرگ مشاوره فروش و بازاریابی در ایران بی تأثیر نبوده است:
1) یک سایت تولید محتوا
2) چند نویسنده مترجم که هر روز یک مطلب گذاشته بشود
3) و در نهایت افزایش ترافیک و ارائه مشاوره و آموزش فروش!

مشاهده می‌کنیم کسب و کارهای ایران با چه چالش بزرگی در این خصوص مواجه هستند. مدیر شرکتی که از همه جا درمانده، برای آخرین تلاش‌ها رو به مشاوره و آموزش می‌آورد، اما به نظر شما از این مشاوره و آموزش با تفاسیری که بیان شد، نتیجه می‌گیرد؟
چند روز پیش یکی از این مؤسسات را مشاهده کردم که اعلام کرد: نزدیک 700نفر از افراد در آخرین دوره شان آموزش دیده‌اند. یک حساب سرانگشتی کردم که اگر این مؤسسه در ماه تنها دو دوره آموزشی برگزار نماید، چه تعدادی از افراد کشور با این آموزش‌ها، فضای ذهنی جدیدی خواهند گرفت؟ و آیا این فضای جدید ذهنی متناسب با بودجه‌ای که صرف نموده‌اند، هست؟ آیا این فضای ذهنی هم‌راستا با منافع خودشان  و نیز بازار و اقتصاد کشور است؟


حتماً این سؤال به ذهن شما خطور می‌کند: پس بهترین مدرس بازاریابی و فروش در ایران چه کسی است؟
تجربه از معیارهای مهم محسوب می‌شود، اما این تجربه را چطور باید شناخت؟ آیا مشورت با صاحب‌نظران این حوزه الزاماً به معنی دریافت اطلاعات صحیح است؟ بدون شک خیر. پس چه باید کرد؟ در پاسخ می‌توان گفت ارزیابی منطقی به همراه حس درونی شما نسبت به فرد و یا مدرس، بهترین منبع محسوب می‌شود.

کجای دنیا مهندس کشاورزی، مهندس صنایع، گرافیست و زیست شناسی! مشاور بازاریابی و مدرس فروش می شود؟؟ شرکت ها و کسب و کارهای ایران شومن و یا شوwoman! نیاز ندارند؛ بلکه آنچه نیاز دارند، علم و دانش تخصصی است که ناشی از علم، تجربه کاربردی و سوابق مرتبط بافایده برای شرکت هاست. شرکت های ایرانی ارزش افزوده می خواهند تا در شرایطی دولت هم در عمل تنهایشان گذاشته، جنس خود را بفروشند و یا خدمات خود را بهتر نشان دهند و حتی صادرات کنند.

این سطور بدون شک برای بسیاری شیرین نخواهد بود، اما واقعیاتی است که در نظام اقتصاد و بازار ایران دیده می‌شود.
کسب‌وکارهای ایرانی و تولیدکنندگان با ده‌ها مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند و در این آشفته بازار، عده‌ای با عناوین مختلف و بدون در نظر گرفتن منافع تولیدکننده و یک ملت، اقدام به برگزاری دوره‌های غیرکاربردی بازاریابی و فروش و مشاوره‌های غیرتخصصی می‌دهند. یک مفهوم تکراری و یا شعر در باب اهمیت مشتری به شرکت کننده در قالب همایش هاو سیمنارهای مختلف تقدیم می شود و آنچه باقی می ماند، جیب خالی شرکت کنندگان و محتوایی است که در عمده موارد نه به دردشان می خورد و نه اثربخشی دارد. اگر این عزیزان در حوزه آموزش و فروش تخصص دارند، آیا در عمر خود پشت دکه سوپرمارکت ایستاده اند که پفک نمکی بفروشند؟ چرا برای کسب و کارهاس ایران نتوانسته اند کاری بکنند؟ آیا این عزیزان آن اندازه که به جیب خود اهمیت می دهند، به منافع حقیقی مدیر و کارشناس ایرانی اهمیت می دهند؟

چند راهنمایی جهت انتخاب بهترین مدرس و یا مشاور بازاریابی و فروش
1) دارای مدارج علمی تخصصی رشته مدیریت بازرگانی و یا بازاریابی در مقطع کارشناسی باشد ؛
2) تجربه کیفی(و نه کمی) در آموزش و مشاوره را در سابقه خود داشته باشد ؛
3) دارای فن بیان صحیح برای انتقال محتوا باشد ؛
4) تنها با تبلیغ گوگل! بالا نیامده باشد .

در پایان این طور نتیجه می‌گیرم که آموزش فروش و مشاوره بازاریابی سال هاست نه تنها به بیراهه رفته که سبب چهره شدن غیرعالمانی شده است که به گفته بسیاری کارشناسان و صاحبان کسب و کار، تنها منافع را در فروش بلیط همایش ها و تعداد کلاس ها می بینند. عالمان و پژوهشگران حقیقی نجیبانه و دلسوزانه در کتابخانه و پشت میز و لب تابشان، تحقیق می کنند تا کشور و جامعه هر روز شرایط بهتری پیدا کند. لطفاً فردی را به عنوان مشاور بازاریابی به مجموعه وارد کنید که تخصص وی را به درستی شناسایی کرده باشید. پیشنهاد می‌کنم مدرس فروش را زمانی به کار بگیرید که هدفش کمک به شما باشد و نه سودآوری خودش.
موید باشید.

موفقیت شما آرزوی من است 💕. از خدا می خواهم که شما نیز به اهداف و آرزوهای بزرگ خود برسید و آن روز مرا در جشن خود شریک کنید. خوشحال می‌شوم در بخش نظرات، دیدگاه شما را درباره این مطلب بدانم. این وب‌گاه متعلق به خود شماست. اگر احساس می‌کنید نیاز به مشاوره دارید، هم‌اکنون تماس بگیرید.