این یادداشت تلاش دارد پاسخی نظری و عملیاتی-اجرایی در پاسخ به دعوت ریاست محترم جمهور جناب دکتر حسن روحانی در طرح این پرسش که "مشکلات اقتصادی را چه کسانی باید حل کنند؟" باشد. إن‌شاءلله برسد به دست ایشان و تمامی دلسوزین بازار، اقتصاد، فروش و صادرات کشور!


ثبات از ویژگی‌های مهم هر اقتصاد پویاست. مهار تورم نیز از ابزارهای ثبات بخشی است؛ اما ثبات در هر کشور به چه صورت تعریف می‌شود؟ باید بپذیریم سیاست‌های اقتصادی اجرا شده در ایران بهینه شده نبوده است و این عدم بهینه‌سازی، خسارت‌های فراوانی را به بخش های مختلف کشور وارد ساخته که البته هنوز دیر نشده است!
دعواهای سیاسی و جنگ های قدرت که معمولاً به جای منافع ملی، منافع حزبی و گروهی را مد نظر دارند، بزرگترین مانع برای ثبات اقتصادی کشور محسوب می‌شود که در این دعواها، عمدتاً نه متخصصین به کار گرفته می‌شوند و نه دیده می‌شوند. تنها در حادثه تلخ پلاسکو، ۱۵۰ میلیارد تومان پوشاک سوخت! و با توجه به گردش مالی 10 هزار میلیارد تومانی پوشاک در شب عید، بیش از پیش اهمیت تولید و نقش آن در اقتصاد یک کشور احساس می‌شود. تولیدکنندگان مسکن در حال ورشکستگی هستند و آرام‌آرام، ابعاد هولناک مدیریتِ غیرتخصصی بیش از پیش خود را نمایش می‌دهد.

خبر خوب این که هنوز دیر نشده و ماشین اقتصاد را می‌توانیم از مسیر سنگلاخ که انتهایش مشخص نیست به مسیر اصلی برگردانیم و شاه‌کلید حل مسائل اقتصادی کشور، بکارگیری حرفه‌ای متخصصین و صاحب‌نظران اقتصاد و بازار به طور بهینه شده برای بازار ایران در سایه مفهومی است که در ادامه عرض می‌شود.
توجه داشته باشیم بهینه‌سازی، بسیار تخصصی است و این تخصص الزاماً با مدرک دکترای صرف ارتباطی ندارد!
تنها یک آیتم اشاره شده در بالا(رکود مسکن)، جابه‌جایی فعالان در سایر بخش‌های بازار ایران به شدت سخت و دشوار و البته تنش زاست که مغایر با امنیت ملی ایران نیز محسوب می‌گردد.
در شرایطی که ما در یک جنگ اقتصادی تمام عیار قرار گرفته‌ایم، از خود بپرسیم دغدغه های یک تولیدکننده و صنعتگر کشور چیست؟ بدون شک وضعیت بازار و میزان فروش. از خود بپرسیم مشاور فروش یک تولیدکننده چه فردی است؟ در اصفهان ،  تهران و سایر کلان‌شهرها، بازاریابی و فروش به چه شکل عملیاتی می‌شود؟ آیا جنبه صادراتی در تمامی ابعاد لحاظ می‌شود؟
آیا با سکوت و بی تفاوتی و به امید بهتر شدن بدون امر به معروف اقتصادی(نه حتی اقتصاد اسلامی!) یک مسأله حل می شود؟ آیا بدون خواست جمعی صنعتگران برای حقوق طبیعی خود در جامعه و بازاری که حداقل اسم اسلامی را یدک می کشد! باید انتظار اتفاقات خوب داشت؟

تولیدکنندگان نقش مهمی در فرایندهای اقتصادی و پولی کشور دارند. این واقعیت انکارناپذیر اقتصاد ماست؛ اما مسأله اینجاست از این ظرفیت به طور بهینه استفاده نمی‌شود. اقتصاد ما به سمت سرمایه‌گذاری پیش رفته است، اما برخلاف همه کشورها که به سمت تولید حرکت می‌کنند؛ ما به سمت سرمایه‌گذاری در واردات و نفت رفته‌ایم! و نکته تأسف‌بارتر اینکه قوانین هم به جای حمایت از اقتصاد مقاومتی، برخلاف آن تفسیر و یا اجرا می‌شوند.
قوانین مزاحم سال هاست مانند خوره آرامش و پول تولیدکننده را می‌بلعد و متأسفانه عمدتاً کارشناسان و مشاورینی در بدنه‌های اجرایی دولت و نظام قرار دارند که بعضاً نه بر مبنای تخصص و نه بر مبنای توانمندی جذب شده‌اند.
مشکل تنها قوانین مزاحم نیست. دولت به بخشی از قوانین عمل کرده، اما مسأله اینجاست قوانین اقتصادی باید به طور تمام و با نظارت متخصصین و کارشناسان با قدرت اجرایی لازم پیاده سازی و به طور منظم به عالی‌ترین مقامات کشور گزارش بشوند.

تولیدکنندگان نقش مهمی در بهبود وضعیت دارند و تولیدکنندگان جزئی از یک ایده و پیشنهاد بزرگ به دولت هستند: مدیریت اقتصادی چریکی.
اصرار دارم این مفهوم را برای اولین بار در کشور مطرح نمایم چون وضعیت کشور آرام آرام به سمت بحران می‌رود و نشانه بارز آن، ارقام سرسام آور بیکاری جوانان، وضعیت ازدواج و آرامش روانی و سلامت و تغذیه خانواده‌هاست.


در بسیاری محافل و ارتباطات و صحبت با مدیران و کارشناسان کسب و کار به ویژه تولیدکنندگان با واژه "خراب بودن بازار" مواجه می شوم؛ اما تولیدکننده و صنعتگر ما چه برنامه ای برای بهبود وضعیت نموده است؟
اجازه بدهید یک مثال بزنم. در آلمان یک تولیدکننده و یا صاحب کسب و کار برای دولت و کشور ، خط مشی تعیین می کند.اما در کشور ما صاحبان و مدیران صنایع چنین روحیه ای را ندارند. و در نتیجه شاهد برخورد منفعلانه با تکانه های بازار هستیم.

تولیدکنندگان ما هنوز با روش ها و متدهای قدیمی مدیریت فعالیت می کنند و این در تضاد با یک اقتصاد سه بخشی ایرانی شامل دولتی، تعاون و بخش خصوصی است. اساساً نباید به سمت خصوصی سازی پیش برویم. نباید اقتصاد، اشغال و بخش دولتی را در انحصار عده‌ای محدود نگه داریم و بگوییم که مردم با بخش خصوصی جلو بروند و ما نیز حمایت می‌کنیم: کدام حمایت؟! حمایت عملی باید حال تولیدکننده و کارگر را خوب بکند.
اجازه بدهید با یک مثال ساده، موضوع را بررسی نماییم.
اقتصاد عراق در سایه تروریسم و داعش، هم اکنون وضعیت مناسبی برای تجار و شرکت های ایرانی دارد؛ اما در صورتی که سایه داعش از این کشور کنار برود و رقبای امریکایی و ترکی و سایر کشورها به این بازار وارد بشوند، آیا باز هم توان رقابت و فروش را داریم؟ یکی از نگرانی ها بدون شک عدم نگاه تحلیلی به اقتصاد با همه ابعاد است.

در شرایطی که بسیاری سیاست ‌ها کاریی هدفمندی برای هدایت گردش کالا در کانال های فروش ندارد، تولیدکنندگان باید پیشنهادات و ایده های خود را برای بهتر شدن وضعیت بازار به صاحب نظران و متخصصان ارائه دهند تا بعد از فعالیت تخصصی فکری همراه با اجرایی بودن خروجی‌ها، تغییرات مثبت در سیاست‌های اقتصادی، پولی و مالی صورت بگیرد.
نمونه بارز فقدان این مسأله، نبود سیستم فروش مبتنی بر تولیدکننده ایرانی همزمان با ارائه دریافت تسهیلات است: مسأله با دریافت وام حل نمی‎شود! اگر یخچال و ماشین لباسشویی و یا فرش ایرانی فروش نرود، ده‌ها وام نیز دردی را دوا نمی‌کند.

در اقتصادی که به اعلان رسمی آمارها تنها تخم مرغ افت قیمت داشته! و سایر کالاها افزایش قیمت داشتند، چه پیش‌بینی ها و تحلیل‌هایی را نیاز داریم؟ تولیدکنندگان ما برای سرعت بخشیدن فروش خود نیاز به رشد سرمایه گذاری در کشور، منابع داخلی و همچنین دسترسی به منابع خارجی دارند، اما سازوکار صحیحی برای این دسترسی تعریف نشده است و بعضاً به طور کلی با سیاست‌های چشم انداز و همین طور مدیریت اقتصاد اسلامی فرسنگ‌ها فاصله دارد.

به طور خلاصه همه مفاهیم بالا که تنها بخش کوچکی از اقتصاد ما در حوزه‌های مختلف است، تنها با مفهوم مدیریت اقتصادی چریکی و عملیاتی شدن این مفهوم سروسامان می‌یابد.
إن‌شاءلله بر حسب وظیفه اخلاقی، تخصصی، علمی و دینی خود، در آینده بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت.

موفقیت شما آرزوی من است 💕. از خدا می خواهم که شما نیز به اهداف و آرزوهای بزرگ خود برسید و آن روز مرا در جشن خود شریک کنید. خوشحال می‌شوم در بخش نظرات، دیدگاه شما را درباره این مطلب بدانم. این وب‌گاه متعلق به خود شماست. اگر احساس می‌کنید نیاز به مشاوره دارید، هم‌اکنون تماس بگیرید.