دغدغه مردم هر شهر، توسعه متوازن زیرساخت‌ها و زندگی بهتر است و این توسعه از وظایف مستقیم شهرداری‌هاست. در دوره‌ای که کیفیت خدمات در افزایش رضایت شهروندی نقش بسیار کلیدی و حیاتی دارد، این سؤال نزد مدیران و کارشناسان شهری به وجود می‌آید که:
برای آینده بهتر چه کارهایی باید بکنیم؟
پاسخ یک عبارت ساده اما بااهمیت و دارای لایه‌های گوناگون است: مدیریت بازاریابی و فروش.

مدیریت بازاریابی و فروش هم اکنون در برخی شهرداری‌های کشور در معاونت‌های مختلف، راه‌اندازی شده است؛ اما این راه‌اندازی‌ها به صورت صحیح بهینه نگردیده و در نتیجه شاهد افزایش هزینه‌های شهرداری‌ها هستیم. منظور از بهینه سازی الگوی برداری صرف از شهرداری ها در اروپا و امریکا نیست، بلکه تحلیل فرایندها و ایجاد و حذف متدهای اضافه و یا غیراثربخش در برنامه ریزی و اجرای کلیه امورات شهری است.


چندی پیش که با یکی از شهرداری‌های کشور جلسه‌ای داشتیم، متوجه سه موضوع بسیار بااهمیت شدم:
1) ضعف مالی مجموعه برای توسعه فعالیت‌ها
2) توان پایین مالی مردم شهر برای پرداخت مالیات‌ها
3) عدم توجه به پتانسیل‌های درآمدزایی شهر به شکل مؤثر

بازاریابی شهری تنها و به صرفِ خواندن این مقاله مفید واقع نخواهد شد، بلکه کمک حرفه‌ای و تخصصی از صاحب نظران و متخصصین در این حوزه تکمیل‌کننده این موضوع برای توسعه شهرها است. به عبارت بهتر مدیریت واحد شهری در شهرداری با جذب سرمایه به نقطه اوج خود در اجرا می‌رسد و فاکتورهایی نظیر رتبه بندی عوامل، برآورد نیازهای شهروندان، دسته بندی نیازها، بهره گیری از توانمندی‌ها و پتانسیل‌های شهری، توسعه ظرفیت‌های درآمدی برای شهروندان، توریسم و گردشگری و... در این مدیریت محقق می‌شود و به کمک شهردار و شورای یک شهر می‌آید.

متأسفانه در ایران بسیاری مدیران در عمده شهرداری‌ها، بیش از آن که به مفهوم تخصصی بازاریابی و فروش بپردازند، تنها به ظاهر و امکانات بصری شهر می‌پردازند که البته در جای خود بسیار عالیست، اما یک پرسش در این جا مطرح می شود: درآمدزایی و مولد بودن بنگاهی به اسم شهرداری در کجا محقق می‌شود؟ آیا تنها مالیات و به اصطلاحِ عموم جامعه: "دست بگیرِ" شهرداری تنها در مالیات و عوارض برای مردم است؟

راه حل توسعه شهری با به کارگیری مدیریت بازاریابی و فروش شهری، تنها با شناسایی متخصصین حقیقی در این امر ممکن است. در مثال شهرداری بالا، این برنامه ریزی را پیاده سازی و در حال اجرای پروژه هستیم:
1) ارائه پروپوزال مبتنی بر ارزش های پایدار برای شهروندان
2) بخش بندی و تحلیل فرصت‌ها و آسیب‌های شهر در بخش‌های مختلف به ویژه اقتصادی
3) ارائه برنامه برای تحلیل رقابتی و آنالیز نقطه به نقطه تمامی فرایندها

پس بازاریابی شهری متأثر از تلفیق تخصصی تجربه‌های گوناگون فروش، برندینگ، بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات است. مهم‌ترین مسأله برای مخاطب، تصویر شهری نیست، بلکه ارزشی است که شهرداری به وی ارائه می‌کند. به عنوان نمونه برخی شهرداری رویکرد فرهنگ‌محوری را به عنوان ارزش کلیدی در فرایندهای خود تعریف می‌کنند، اما این موضوع به این معنی نیست که تمامی شهرداری‌ها با این رویکرد به بهترین نتایج دست پیدا می‌کنند و حتی ممکن است اقتصاد یک شهرداری با انتخاب رویکرد نادرست به خطر بیفتد.


به عنوان یک شهردار از چه ابزارها و افرادی کمک بگیریم؟
باید از ابزارهای روز ارتباطی و تخصصی با کمک حرفه‌ای از مشاورین و صاحب نظران استفاده کرد تا فرایندها صحیح تعریف بشود. به عنوان نمونه یکی و تنها یکی از ابزارهای تخصصی، بهره گیری از نوآوریِ بازار است؛ نوآوری باز تاکید می‌کند که نوآوری برای افراد خاص، موضوعات خاص و محل‌های خاص نیست، بلکه نوآوری را می توان در همه افراد در همه محل‌ها و همه موضوعات جستجو نمود. این پارادایم بر همه‌گیری و اجتماعی شدن نواوری تاکید بسیاری دارد.

یکی از الگوهای موفق در حوزه نوآوری باز را شرکت NetFlix به اجرا گذاشه است. این شرکت در زمینه کرایه فیلم فعال است و یکی از مهمترین چالش هایی که این سازمان با آن روبرو بوده و هست، پیش بینی استقبال مشتریان از فیلم های مختلف است. با توجه به اهمیت این چالش در سال 2006، NetFlix تصمیم گرفت که حل این موضوع را به اجتماع (نیروی جمعی) بسپارد. به همین منظور فراخوانی ترتیب داد و 1 میلیون دلار جایزه تعیین کرد تا افراد الگوریتم را طراحی کنند که از طریق آن توازن میان فیلم های ارائه شده و علایق مشتریان 10% افزایش پیدا کند.
در مباحث تخصصی گفته می شود که از الگوی NetFlix چهار درس می توان آموخت:
1) چالش پیش رو را برای جمع به صورت واضح و بدون ابهام بیان کنید و جمع را از اهمیت چالش آگاه نمایید.
2) بین جایزه و موضوع مورد کار رابطه منطقی برقرار باشد تا صرف زمان و انرژی برای حل مساله به صرفه باشد.
3) ایجاد حس رقابت در جمع.
4) حفظ حق مالکیت و ایجاد مکانیزمی برای احترام به حقوق شرکت کنندگان.

پس تنها به عنوان یک نمونه و بخشی از پازل بازاریابی شهری، با هدفِ دریافت مؤثر ایده‌های خوب، می‌شود به سایر بخش‌ها از جمله جذبِ دانش و سرمایه‌ی خارجی ورود و از آنان به عنوان اهرم برای توسعه شهری طبق مدلِ بازاریابی شهری استفاده نمود.
مدل بازاریابی شهری برای شهرداری‌های کشور دو کارکرد مهم دارد:
2- تصاحب ارزش به پشتوانه منابع، دارایی‌ها یا جایگاهی بی‌همتا درون همان سلسله کارها
بازاریابی شهری منجر به نشاط اقتصادی و سرزندگی اجتماعی خواهد شد و این دو بال در خدمت توسعه شهرداری‌های کشور می‌تواند قرار بگیرد. شایسته است شهرداری‌های کل کشور در این خصوص از صاحب نظران تحلیلگر کمک و خدمات حرفه‌ای دریافت و آنان را در بدنه اجرایی خود به استخدام درآورند.

موفقیت شما آرزوی من است 💕. از خدا می خواهم که شما نیز به اهداف و آرزوهای بزرگ خود برسید و آن روز مرا در جشن خود شریک کنید. خوشحال می‌شوم در بخش نظرات، دیدگاه شما را درباره این مطلب بدانم. این وب‌گاه متعلق به خود شماست. اگر احساس می‌کنید نیاز به مشاوره دارید، هم‌اکنون تماس بگیرید.